تبليغاتX
آموزش عقیدتی
به پرواززنبوردقت کن

 

 

در میان موجودات ، آنچه انسان را از دیگران متمایز ساخته و او را اشرف مخلوقات کرده ، داشتن قوه تفکر و درک کلیات است

زندگی انسان در طول تاریخ هرگز از تفکر و اندیشه خالی نبوده است ؛ اما چیزی که مهم است و ابعاد موثر این تفکر را وسعت می بخشد ، پویایی اندیشه است . انسانی که پیوسته تفکر می کند و ذهن را از محبوس شدن در چارچوب ثابت و قواعد معین رها می کند و هر بار امور را به نحوی نو به هم مرتبط می سازد ، می تواند ایده یی جدید ارایه کند و در اینجا است که خلاقیت ظهور و بروز پیدا می کند .

خلاقیت ، همواره مفهومی اسرار آمیز ، وسیع و بسیار پیچیده بوده است ، بالاترین توانمندی تفکر و محصول نهایی ذهن و اندیشه انسان دانست اما صرف نظر از این باور قدیمی که خلاقیت را ناشی از نیروی اسطوره یی و ماورایی می پنداشتند در قلمرو علم روانشناسی و رفتارشناسی جدید نیز به دلیل ابهام و پیچیدگی ماهیت خلاقیت ، میان روانشناسی و پژوهشگران ذهن و روان در تعریف و تبیین آن اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد .

 

عناصر خلاقیت

خلاقیت ، دارای عناصر تشکیل دهنده یی است ، اولین عنصر ، قلمرو مهارت ها است کهر مربوط به استعداد آموزش و تجربه در یک زمینه خاص است و به عنوان مواد اولیه کار محسوب می شود زیرا ، برای اینکه در یک حوزه خاص ، خلاق شوند ، باید دارای مهارت لازم در آن زمینه باشند . عنصر دوم مهارت های خود را در راه جدیدی به کار اندازند . این ویژگی ها یا مهارت ها را میتوان با آموزش و تجربه گسترش داد .

عنصر سوم ، انگیزه است ، انگیزه میل به کار بخاطر همان کار است . اصولا انگیزه زمانی ایجاد می شود که شخص ، کار را جالب ، جذاب و رضایت آمیز ببیند و به انجام آن علاقه مند شود .

 

روش های ایجاد تفکر خلاق

معلم می تواند با به کارگیری شیوه های مناسب زمینه رشد خلاقیت را در دانش آموزان فراهم کند ذیل از آن جمله اند :


ادامه مطلب
86/01/21 ساعت 9:25| نویسنده : رضایزدی |
شمه ای ازاوصاف پیامبر(ص)درقرآن کریم

اوصاف آن حضرت در قرآن عبارت است از:

 

1 . «رحمة للعالمين»: پيامبر نسبت به همه جهانيان رحمت بود . (انبياء ، 107)

 

2 . «شاهد»: پيامبر اسلام هم شاهد بر اعمال امت است و هم شاهد و گواه بر انبياى پيشين . (احزاب ، 45)

 

3 . «مبشر»: پيامبر ، بشارت دهنده نيكوكاران به پاداش بى پايان پروردگار ، به سلامت و سعادت جاودان و به پيروزى و موفقيت پرافتخار است . (احزاب ، 45)

 

4 . «نذير»: پيامبر اسلام ، انذار دهنده كافران و منافقان از عذاب دردناك الهى ، از خسارت تمام سرمايه هاى وجودى و از سقوط در دامان بدبختى در دنيا و آخرت است . (احزاب ، 45)

 

5 . «سراج منير»: پيامبر ، مشعل نور افشان است; معجزات و دلايل روشن ، نشانه هاى صدق دعوت اوست; او چراغ روشنى است كه خودش گواه خويش است; تاريكى ها را مى زدايد و چشم ها و دل ها را به سوى خود متوجه مى كند . (احزاب ، 46)

 

6 . «شدت ارتباط پيامبر با مردم»: به تحقيق پيامبرى از خودتان براى تان آمد . (توبه ، 128)

 

7 . «رئوف و رحيم بودن نسبت به مؤمنان»: با مؤمنان رئوف و رحيم است . (توبه ، 128)

 

و . . .

 

85/12/06 ساعت 8:33| نویسنده : رضایزدی |
یک مقاله

باخبرشدم که مقاله همکارعزیزمان حجه الاسلام قائمی درسایت بعثه درج گردیده ضمن تشکرازایشان و تبریک شمارابه مطالعهخ این مقاله جالب دعوت می کنم:

كاوشي نو در ابعاد مختلف مديريت پيامبر اعظم (ص) قسمت اول

مقدمه
باعنايت به اين كه سال جاري توسط مقام معظم رهبري - حضرت آيت ا... خامنه اي (مدظله العالي) بنام پيامبراعظم (ص) نام گذاري گرديده است ؛ لذا بر هر فرد مسلمان ، انقلابي ومعتقد به اصل ولايت فقيه فرض است كه به نداي آن رهبر انديشمند جهان اسلام لبيك گفته و درحد توان ومقدوراتش اين كاروان را در نیل به اهداف متعالی خود همراهي نماید.
نگاهي کوتاه و گذرا به تاريخ پرفراز و نشیب انقلاب اسلامی گواه آن است كه استكبار جهاني به سرکردگی شیظان بزرگ – آمریکا- تمام تلاش خود را نموده است تا مشعل فروزان این حرکت الهی را خاموش نماید ؛ از ترور شخصیتهای فکری نظام و مروجین اسلام ناب گرفته تا ترور مردم کوچه و بازار ، از کودتای نوژه تا حمله نظامی به طبس ، از محاصره اقتصادی تا جنگ تحمیلی 8 ساله و ... اخیراً فرافکنی های گسترده در خصوص انرژی هسته ای ؛ همه و همه حکایت از آن دارد که دشمن بیکار ننشسته و تا این ملت را از وصول به اهداف مترقی خود – که همانا گسترش معنویت و عدالت و نفی سلطه است – باز ندارد ، آرام نخواهد شد « و الله متم نوره ولو کره الکافرون-سوره صف-آیه8 »
هرچند ملت بزرگوار ایران – که بفرموده رهبر کبیر آن از صدر اسلام تاکنون نظیری برای آن نمی توان یافت –به همراهی و رهبری روحانیت معظم همیشه و در همه حال از کیان اسلام به احسن وجه دفاع نموده و از هر امتحانی سربلند بیرون آمده است ، ولی بایستی به این نکته توجه داشت که دشمن دست از توطئه علیه اسلام و این نظام الهی برنداشته و نخواهد داشت.

1 ) اقدامات فكري استكبار جهاني عليه پيامبر اكرم (ص)
اقدامات فكري كه استكبارجهاني عليه پيامبر اكرم (ص) -حداقل دراين چند سال اخير و باهدف ترور شخصیت آسمانی آنحضرت و بعنوان مهم ترين شخصيت جهان اسلام - از خود بروز داده ، حاكي از آن است كه تهاجمي بسيار سنگين علیه ارزشها و مقدسات مسلمانان در آغاز راه است و برهمين اساس رهبري انقلاب نسبت به تحركات غرب تحت عنوان تهاجم فرهنگي ( و اخیراً ناتوی فرهنگی ) هشدارهاي لازم را به امت اسلامي داده واز اين توطئه پرده برداشته است.اینجانب بر حسب وظیفه و در حد وسع خود ؛به نمونه هايي از آن اشاره می کنم :ادامه ...

85/10/13 ساعت 20:41| نویسنده : رضایزدی |
چند مقاله جذاب

مديريت ازطريق ارزشها

به نظر شما چه اتفاقي روي خواهد داد اگر بتوان راهكاري انديشمند درباره آينده سازمان ازطريق كشف روشهاي نوين كه به رضايت كليه ذينفعان در سازمان منجر شود، ايجاد كرد؟ تحقق چنين امر خطيري به معناي استفاده از راهكاري جديد و گسترده است كه پايه گذار سازماني موفق، پايدار با ماموريتها و ارزشها ماندگار خواهدشد. شركتهاي تراز اول جهاني به جاي تاكيد بر نتايج، توجه خاصي به ارزشهاي اعتقادات، نگرشها و احساسات مديران ارشد نسبت به كاركنان، مشتريان، نظام كيفيتي، اخلاقيات، مسئوليتهاي اجتماعي، رشد، ثبات، نوآوري و انعطاف پذيري در سازمان دارندو....متن کامل مقاله

 

تعالي سازماني، از ديدگاه مولانا

تعالي سازماني يا (EUROPEAN FOUNDATION OF QUALITY)EFQM كه امروز نام آن را در گوشه و كنار سازمانهـــــا مي شنويم، مجموعه اي از استانداردهاست كه به عنوان مدل بنياد كيفيت اروپا از 8 اصل بنيادين تشكيل شده است. اين مدل كه در ايران زيربناي دو جايزه ملي كيفيت و تعالي و بهره وري سازماني قرار گرفته است، بسياري از مديران را بر آن داشته تا سازمان خود را درجهت مطابقت با اصول و استانداردهاي آن به پيش رانند. اما آنچه مـــــا را به عنوان يك ايراني به تأمل وامي دارد، مقايسه تطبيقي اصول EFQMبا اشعار مولانا يا به عبارتي بررسي EFQMاز ديدگاه مولانا است. بدين معني كه سالها پيش در اشعار عارفي چون مولانا، بسياري از مسائل امروزين سازمانها با زباني نمادين بيان شده است. به همين منظور گوشه اي از اين تطابق درجهت ايجاد رويكردي فعالانه براي استفاده از ذخيره مفاهيمي كه در فرهنگ ايرانيمان داريم و نيز تبديل آن به فرضيه هاي جديد و كارآمد، با حضور جمعي از اعضاي خانه مديران، در سازمان مديريت صنعتي بررسي شد.

دكتر غلامرضا خاكي مشاور در امور مديريت، مديرعامل شركت رهياب و مدرس دانشگاه تهران طي سخناني نتايج مطالعات خود را در اين باره با مديران در ميان نهاد كه می توانید:

  متن کامل آن رااینجابخوانید.


85/10/11 ساعت 8:35| نویسنده : رضایزدی |
رسول راستين در كلام اميرالمؤمنين عليه السلام

رسول راستين در كلام اميرالمؤمنين عليه السلام

آنچه ما مسلمين، پيروان اين آخرين پيامبر الهي مي گوئيم و مي نويسيم با عشقي بزرگ و شناختي اندك همراه است و آنچه اسلام شناسان غربي و غيرمسلمان مي گويند و مي نويسند با شناختي سترگ و برگرفته از برگه هاي تاريخ و بي عشقي هر چند اندك توام است. كجا مي توان وصف اين بزرگ مرد را يافت كه عشقي سترگ و شناختي بزرگ با آن همراهي كند. كجا مي توان آينه تمام نماي حبيب خدا را يافت و در چهره درخشان آن پاك اهورايي نگريست. بي شك جز در نهج البلاغه كلام شگفت آور اميرمومنان علي بزرگ، نمي توان وصف راستين و چهره بي آلايش رسول حق، پيامبرختمي مرتبت محمد مصطفي صلي الله عليه و آله  را يافت. در كلام اميرالمؤمنان هيچ وصفي بدون تفكر و هيچ ستايشي بي اساس نمي توان يافت. در سخن ايشان هر چه هست راستي بر خواسته از آگاهي و دانش است و كجا مي توان دو جان را چون پيامبر و علي عليهماالسلام به يكديگر نزديك يافت،  نزديك نه ! آشنا و هم خانه و هم اصل و يك ريشه يافت. چه جان علي جداي از جان پيامبر نيست. علي در دامان پيامبر رشد كرده و باليده و پيامبر بر سينه علي  و در آغوش آن يارترين يار جان به جان آفرين تسليم كرده است.

آنچه را كه درباره پيامبراكرم صلي الله عليه و آله  در كلام اميرالمومنين علي عليه السلام يافته ايم در بخش هاي زير قابل دسته بندي است؛

1. توصيف اوضاع اجتماعي و انساني عرب جاهلي در آستانه بعثت حضرت رسول صلي الله عليه و آله  ؛

2. هدف از بعثت ؛

3. تلاش هاي حضرت رسول صلي الله عليه و آله  در دوران رسالت؛

4. علوّ خاندان و مرتبه ايشان؛

5. وصف پيامبر صلي الله عليه و آله  ؛

1- توصيف اوضاع اجتماعي و انساني عرب جاهلي در آستانه بعثت حضرت رسول صلي الله عليه و آله :

همواره از اعراب پيش از بعثت رسول مكرم اسلام صلي الله عليه و آله  با صفت جاهليت ياد مي شود. زنده به گور كردن دختران، به راه انداختن جنگ هاي بزرگ به بهانه هاي كوچك و واهي، پرستش بت ها و اصنام باطل، زندگي آميخته با خشونت و وحشي گري را نمي توان صفتي جز جاهليت داد. گمراهي و سرگرداني بشر در آستانه بعثت پيامبر با گذشت بيش از 600 سال از رسالت عيسي مسيح عليه السلام تنها گريبانگير اعراب نبود بلكه، راه يافتن فرق گوناگون در دين مسيح كه هر يك در صدد تكفيرديگري بود، و رنگ باختن دين زرتشتي و دولتي شدن آن در ايران آن زمان خود گوياي آن است كه معنويات در آستانه ظهور حضرت رسول اكرم چگونه رو به زوال نهاده بود. " خداوند متعال محمد صلي الله عليه و آله  را در زماني به رسالت مبعوث گردانيد كه مدتها از بعثت پيغمبران مي گذشت و ديري بود كه امم مختلفه به خوابي عميق فرو رفته بودند. در سرتاسر گيتي فتنه ها برخاسته و زمام امور از هم گسيخته …"

حضرت امير عليه السلام در توصيف و تشريح شرايط اجتماعي و انساني عرب جاهلي و دنياي آن زمان سخنان فراواني دارند كه خلاصه اي از آن سخنان را كه در خطبه هاي 2 و 93 و 95 و 131 و 158 و 191 و 196 ايرادشده شده است در 17 مورد زير خلاصه مي كنيم:

1. بدترين دينها را داشتند؛

2. بت ها را مي پرستيدند؛

3. خدا را شبيه مخلوقاتش كرده، در نامش تصرف نموده بودند؛

4. مردم به بلا گرفتار آمده بودند؛

5. رشته دين بريده، پايه هاي ايمان ناپايدار و ويران و شريعت بي نام و نشان؛

6. پندار با حقيقت در هم آميخته؛

7. كارها در هم ريخته؛

8. چراغ هدايت بي نور؛

9. ديده حقيقت بين كور؛

10. همگي به خدا نافرمان، فرمانبر و يار شيطان؛


ادامه مطلب
85/09/21 ساعت 11:9| نویسنده : رضایزدی |
درآستانه انتخابات مجلس خبرگان

مشروعیت ولایت فقیه

در مورد مشروعیت تصدی ریاست و حکومت توسط فقیهی از فقها اختلاف نظر هست که این مشروعیت به سبب اقبال مردم است یا از ناحیه شارع

وقتی بحث از اعطاء مشروعیت میشود این اعطاء را نمیتوان از جانب مردم و خلایق تصور کرد زیرا از محدوده اختیارات شارع است اگر چه بعضی از رجال سیاسی نظرشان مشروعیت ولایت فقیه را رجوع و اقبال مردم دانسته اند!!!؟

که نتیجه قبول این نظر تایید کننده غصب حق معصومین علیهم السلام خواهد بود

اقبال و رجوع مردم به فقیه اگر جامع شرایط باشد باعث وجوب تقبل ولایت و حاکمیت بر فقیه میشود

حال سوال در زمان حال که عصر غیبت است و دسترسی به امام مقدور نمیباشد از کجا میتوان نظر شارع را در مورد مشروع بودن حاکمیت فرد فقیه بدست آورد؟

آیا نظر سایر فقها بر جامع الشرایط بودن فقیه کاشف از نظر شارع است؟

براي مطالعه بيشتر ميتوانيد اين مقاله ها را هم ببينيد:
الگوى مشاركت سياسى در نظريه‏هاى ولايت فقيه (1)
http://www.bashgah.net/modules.php? name=News&file=article&sid=16919

الگوى مشاركت سياسى در نظريه‏هاى ولايت فقيه (2)
http://www.bashgah.net/modules.php? name=News&file=article&sid=16920

الگوى مشاركت سياسى در نظريه‏هاى ولايت فقيه (3)
http://www.bashgah.net/modules.php? name=News&file=article&sid=16921

ولايت فقيه و نظام سياسي اسلام
http://www.bashgah.net/modules.php? name=News&file=article&sid=9745

مشروعيت نظام اسلامى در نگاه شهيد مطهرى(1)
http://www.bashgah.net/modules.php? name=News&file=article&sid=6629

مشروعيت نظام اسلامى در نگاه شهيد مطهرى(2)
http://www.bashgah.net/modules.php? name=News&file=article&sid=6630

پاسخ‌ امام‌ خميني(ره) به‌ پرسشهايي‌ در باب‌ ‌ولايت‌ فقيه‌
http://www.bashgah.net/modules.php? name=News&file=article&sid=829

ولايت فقيه(۱)
نویسنده: محمد هادي معرفت

http://www.bashgah.net/modules.php?

name=News&file=article&sid=89
(2)
http://www.bashgah.net/modules.php?

name=News&file=article&sid=90
(3)
http://www.bashgah.net/modules.php?

name=News&file=article&sid=90
(4)
http://www.bashgah.net/modules.php?

name=News&file=article&sid=92

حكومت اسلامي(1)
نویسنده: مهدي هادوي تهراني
http://www.bashgah.net/modules.php?

name=News&file=article&sid=87

(2)
http://www.bashgah.net/modules.php?

name=News&file=article&sid=88

منبع:ستادپاسخگویی به مسایل دینی

 آدرس همه منابع مذکور

85/08/21 ساعت 7:25| نویسنده : رضایزدی |
قانون مبارزه با پارتي‌بازي

«پارتی‌بازی» یکی از مصادیق شایع فساد اداری می‌باشد بر اساس نتایج طرح پیمایش ملی ارزشها و نگرش‌های ایرانیان(1) ، بالغ بر 87% مردم وجود پارتی‌بازی در جامعه را جدی و مهم ارزیابی کرده‌اند. مطابق یافته های این پژوهش ملی، بیش از 81% جامعه آماری معتقدند نداشتن پول و پارتی‌ باعث ضایع شدن حقوق فردی می‌شود و بالغ بر60% افراد جامعه واقعاً نمی‌دانند بالاخره باید قانون را رعایت کنند یا اینکه پارتی‌بازی کنند تا کارشان پیش برود. براساس برخی پژوهشهای دیگر نیز «پارتی‌بازی» پس از «بیکاری»و «گرانی و تورم» در ردیف سوم مسایل و معضلات اجتماعی قرار دارد.

پارتی‌بازی که در ادبیات عامیانه با تعابیری نظیر بند (پ) از آن یاد می‌شود! (که منظور از آن پول و پارتی است)، عموماً بر تبعیض و جایگزینی رابطه به جای ضابطه دلالت دارد. این واژه برگرفته از لغت لاتین Party به معنای حزب، گروه، طرفداری و جانبداری می‌باشد و در سده اخیر وارد زبان فارسی گردیده است، اگرچه در زبان انگلیسی برای این مفهوم از واژه هایی  نظیر Favoritism و Nepotism استفاده می‌گردد.

اکنون این سؤال مهم مطرح است که آیا برای جلوگیری از گسترش این پدیده غیراخلاقی و غیرشرعی، قانونی وجود ندارد تا مردم را  به امکان استفاده عادلانه از فرصتها امیدوار نماید؟

اگرچه در مجموع قوانین و مقررات واژه پارتی‌بازی مشاهده نمی‌شود اما عبارت «اعمال نفوذ بر خلاف حق» دقیق ترین واژه ای است که در ادبیات حقوقی بر این مفهوم دلالت دارد و برای ممانعت از آن قانونی تحت عنوان «قانون‏ مجازات‏ اعمال‏ نفوذ برخلاف‏ حق‏ و مقررات‏ قانوني» مشتمل بر 4 ماده در 29 آذرماه 1315 به تصویب مجلس شورای ملی رسیده است.

 طبق این قانون، هر كس‏ از روابط خصوصي‏ كه‏ با مامورين‏ يا مستخدمين‏ دولتي‏ يا شهرداري‏ يا كشوري‏ يا مامورين‏ به‏ خدمات‏ عمومي‏‏ دارد سوءاستفاده‏ نموده‏ و در كارهاي‏ اداري‏ كه‏ نزد آنها است‏ به‏ نفع يا ضرر كسي‏ برخلاف‏ حق‏ و مقررات‏ قانوني‏ اعمال‏ نفوذ كند، مجرم شناخته می‌شود و ‏به حبس‏ تأديبي‏ از يك‏ ماه‏ الي‏ يك سال محكوم‏ خواهد شد.(2)

همچنین کارکنانی که نفوذ اشخاص‏ را در اقدامات‏ يا تصميمات‏ اداري‏ خود تأثير دهند  ــ ‌به عبارت دیگر پارتی‌بازی کنند ‌ــ  به‏ محروميت‏ از شغل‏ دولتي‏ از دو الي‏ پنج‏ سال‏ محكوم مي‌شوند و در صورتي‏ كه‏ اقدام‏ يا تصميم‏ مزبور مستلزم‏ تفويت‏ حقي‏ از اشخاص‏ يا دولت‏ باشد به‏ انفصال‏ ابد از خدمات‏ دولتي‏ محكوم‏ خواهند شد.(3)

این قانون که می‌توان آن را قانون ضد پارتی‌بازی و یکی از قدیمی‌ترین قوانین مبارزه با فساد اداری نامید، هرگونه توصیه یا اعمال نفوذ را به هر شکل ممنوع نموده و آن را واجد وصف مجرمانه می‌داند.

اگرچه هفتاد سال است که پارتی‌بازی جرم شناخته شده و طی این مدت به یک معضل اجتماعی و آفت شایع در تشکیلات اداری تبدیل گردیده است، لکن بعید به نظر می‌رسد محاکم قضایی تا کنون کسی را به این جرم مجازات نموده باشند!

اکنون به جای شعار یا اظهار تأسف، زمان مبارزه  همه جانبه با این پدیده مذموم فرا رسیده و بر خلاف تصور برخی اشخاص برای مبارزه با آن خلأ قانونی وجود ندارد، فقط کافی است قانون اجرا شود.

                                                                                            فرزاد مخلص الائمه

پی نوشتها:

1. این پیمایش در اجرای مفاد ماده 160 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در 28 استان کشور اجرا گردیده است. هدف از اجرای این طرح، اندازه‌گیری تحولات فرهنگی و نگرش‌های اجتماعی است تا بر اساس آن امکان برنامه‌ریزی و سیاستگذاری فراهم گردد.

2. ماده2 قانون‏ مجازات‏ اعمال‏ نفوذ برخلاف‏ حق‏ و مقررات‏ قانوني.

3.  ماده3 همان قانون

85/07/19 ساعت 9:13| نویسنده : رضایزدی |
درباره پیامبر

بروید به

تالار گفتگودرباره پیامبراعظم(ص)

يكصد و بيست درس زندگى از سيره حضرت محمد (ص )

تحليلى راجع به شبانى پيامبر (صلى الله عليه و آله)

در چند روايت كه از طريق اهل سنت و پاره‏اى از كتابهاى‏شيعه نقل شده آمده است كه رسول خدا(ص)در دوران جوانى‏مدتى هم گوسفند چرانى مى‏كرد،و اين موضوع نيز نزد برخى ازنويسندگان مورد خدشه و ايراد قرار گرفته،كه ما در آغاز رواياتى‏را كه در اين باره رسيده نقل مى‏كنيم و سپس به بحث و بررسى‏در باره آنها مى‏پردازيم.

1-بخارى در كتاب صحيح خود(در كتاب الاجاره)

بسندش از ابو هريره روايت كرده كه رسول خدا(ص)فرمود:

«ما بعث الله نبيا الا راعى الغنم،قال له اصحابه و انت‏يا رسول‏الله؟قال:نعم،و انا رعيتها لاهل مكه على قراريط‏» (1) يعنى-خداوند پيغمبرى نفرستاد جز گوسفند چران(جز اينكه‏گوسفند چرانى مى‏كرد)اصحاب آنحضرت عرض كردند: شما نيزاى رسول خدا؟فرمود:آرى،من نيز براى اهل مكه در برابر چندقيراط (2) گوسفند چراندم!

و نظير اين روايت در كتابهاى ديگر حديث و سيره نيز روايت‏شده مانند سيره نبويه قاضى دحلان و سيره حلبيه و فتح البارى وطبقات ابن سعد (3) .

 


ادامه مطلب
85/06/11 ساعت 9:47| نویسنده : رضایزدی |
مقاله های کوتاه - کاربردی وخواندنی

 

مدیریت 

 

ضد ارزشي به نام حسد

 

غيبت و راههاي درمان آن

 

چرا از مرگ مي ترسيم؟

 

آثارفرهنگی تربیتی اجتماعی نماز جماعت

 

ده راه کار برای خوشبختی

 

چراسال پیامبراعظم(ص)

 

چهل حدیث اخلاقی ازپیامبر(ص)

 

آموزش قرآن در مکتب رسول اکرم(ص)

 

یهود و پیامبر(1)

 

 یهودوپیامبر(۲)

 

تحقق سیره نبوی در سال پیامبر اعظم(ص)

 

 

بيم ها و نگرانى هاى بزرگ پيامبر(ص)

صاحب اثر :

جواد محدثي

منبع :

پايگاه تبيان


مثل هر باغبان دلسوز و زحمت كشيده اى كه عمر خود را پاى نهال ها و بذرهايش گذاشته و در سال هاى پيرى, نگران باغ پس از خويش است, پيامبر رحمت و معلم بشريت حضرت رسول(ص) نيز, در سال هاى آخر عمر, نگران وضع امت پس از رحلت خويش بود.

نگرانى هاى پيامبر(ص), در زمينه هاى مختلف بود, چرا كه آفت ها و عارضه هايى كه دامنگير انسان مى گردد, متفاوت است. رسول خدا(ص) در آن سال ها, نگرانى خويش را نسبت به وقوع آنها ((پس از خويش)), ابراز داشته و آنها را پيش بينى كرده است.

برخى از اين موضوعات نگران كننده, حاكى از نوعى ((رجعت)) در امت مسلمان است, يعنى كمرنگ شدن ارزش هاى الهى و اسلامى و احياى دوباره معيارهاى جاهلى و سر برآوردن خوى و خصلت هاى غير انسانى, كه به بركت اسلام, قطع شده بود و در عصر پس از رسول, بار ديگر جان گرفت و معيارها را برهم زد. اين نوع رجعت به جاهليت, كه از نگرانى هاى عمده آن حضرت است, براى هر مصلحى كه با رهبرى خويش, امتى و فرهنگى و نظامى پديد آورده باشد, وجود دارد, چرا كه نسل دوم و سوم در يك حركت انقلابى و نهضت اصلاحى, اغلب داراى آن روحيات, باورها, انگيزه ها, شناخت هاى عينى و تجربه هاى محسوس ((انقلابيون اوليه)) و ((سابقون)) نيستند و زمينه سير قهقرايى و بازگشت به شرايط پيش از تحول و نهضت, در آنان فراهم تر است و دشمنان هم از همين ((زمينه))ها بهره مى گيرند و به دگرگون سازى ((فرهنگ انقلاب)) مى پردازند.

اينك مرورى برنگرانى هاى رسول خدا(ص) مى كنيم, تا دستمايه عبرت و الهام براى امروز ما باشد.

. سرنوشت رهبرى

براى رسول خدا به عنوان ((رهبر)), تداوم ((راه)) بسيار مهم بود. فلسفه سياسى اسلام نيز قالب ((امامت)) و ((وصايت)) را براى تداوم راه پيامبر و استمرار حاكميت اسلامى پس از رحلت آن حضرت, پيش بينى كرده بود. بارها و بارها آن حضرت, نسبت به جانشينى خويش و وصى خود, سخن گفته, رهنمود داده و تكليف را معين كرده بود. اما صريح ترين و اساسى ترين و به يادماندنى ترين شكل آن اعلام و تعيين, حادثه ((غديرخم)) بود, آن هم با فرمان صريح و قطعى خداوند كه حكم پروردگار را به مردم ابلاغ كند. نزول آيه (يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك...)(1) در اين راستا بود, اما رسول خدا(ص) بازهم بيمناك از پيامد اين اعلام, و نگران از واكنش مردم نسبت به آن بود, چون رگ و ريشه هاى جاهلى بازمانده در فكر و دل برخى از اصحاب را مى شناخت و كمى تإمل و درنگ نسبت به اظهار و ابلاغ آن پيام داشت.(2) تإكيد آيه بر اين كه ((خداوند تو را از گزند مردم حفظ مى كند; والله يعصمك من الناس)) اشعار به همين دلواپسى هاى پيامبر خدا دارد.

پيامبر(ص) نسبت به اين كه قريش, پس از رحلت آن حضرت با على(ع) و مسإله خلافت چه خواهند كرد و مظلوميت اين خاندان و كنار زدن اميرمومنان از صحنه سياسى وحق قطعى و مشروعش, بارها اظهار نگرانى كرده بود و وقايع بعدى را به حضرت على(ع) يادآور شده بود. آن پيامبر دلسوز و آينده نگر, پيش بينى مى فرمود كه فاسقان و طغيانگران قريش, على(ع) را مظلوم سازند(3) و به آن حضرت چنين ابراز مى كرد كه: بيم آن دارم كه اگر بر سر خلافت و حق خويش با آنان به كشمكش بپردازى و منازعه كنى, تو را بكشند. (4) و مى فرمود: ((اماالتى اخافها عليه, فغدرقريش به من بعدى;(5) آنچه بر او نسبت به آن بيم دارم, آن است كه قريش پس از من با او از در نيرنگ و حيله در آيند.))

و... ديديم كه نگرانى حضرت رسول به جا بود و مظلوميت و محروميت 25 ساله اميرالمومنين از حق خويش, شاهدش.

. مظلوميت اهل بيت(عليهم السلام)

كينه هاى قريش نسبت به بنى هاشم و پيامبر و عترت او, از بين رفتنى نبود. پيامبر هم با چشم بصيرخويش, آينده و مظلوميت خاندانش را مى ديد و بارها با على(ع) و زهرا(س) در اين باره سخن گفته و خون گريسته بود. از سخنان اوست كه: ((ابكى لذريتى و ما تصنع بهم شرار امتى من بعدى))(6)

على(ع) مى فرمايد: كنار پيامبر خدا نشسته بوديم. حضرت سر بر دامن من گذاشته بود و چشمانش در خواب.سخن از دجال مى گفتيم و بيم از اغواگرىهايش, كه پيامبر بيدار شد و با چهره اى برافروخته فرمود: بيش از دجال, بر شما از غير دجال بيمناكم. بيم من از پيشوايان و زمامداران گمراه گر و ريخته شدن خون خاندانم پس از من است.(7)

اين نگرانى ها را حتى در زمان خويش نسبت به مكر و دشمنى يهود با عترتش نيز داشت. در واقعه گم شدن امام حسن و امام حسين(عليهماالسلام) در دوران كودكى و نگرانى پيامبر و حضرت زهرا(س) نسبت به جان آن دو فرزند عزيز و يافته شدن آن دو از زير درختى در باغ ابى دحداح, پيامبر نگرانى و بيم خويش را از كيد يهود نسبت به جان حسن و حسين(عليهماالسلام) ابراز فرمود.(8)

اين رشته, بسيار دراز دامن است و به همين اشاره بسنده مى كنيم.

. هواپرستى امت

بيش ترين نقل هاى روايى درباره نگرانى پيامبر, نسبت به همين موضوع است, يعنى عارضه تبعيت از هواى نفس و در سرپروراندن آرزوهاى دور و دراز, كه نشانه وابستگى به دنيا و مظاهر آن است, نتيجه طبيعى اين دو بيمارى اخلاقى, دور شدن از حق و فراموش كردن قيامت است و همين, براى سقوط يك فرد يا امت كافى است.

اين نگرانى با تعابير متفاوت و متواتر نقل شده كه به چند نمونه اشاره مى شود:

((ان اخوف ما اخاف عليكم اتباع الهوى و طول الامل, اما اتباع الهوى فيصد عن الحق و اما طول الامل فينسى الاخره(9); آنچه كه بيش از هر چيز بر شما بيم دارم, پيروى از هواى نفس و آرزوى دراز است; هواپرستى,[ آدمى را] از حق باز مى دارد و آرزوى دراز, آخرت را از ياد انسان مى برد.))

اين مضمون با عباراتى شبيه همين, از حضرت على(ع) و امامان ديگر نيز نقل شده است.

پيامبرخدا(ص) در سخنى ديگر فرموده است:

((شر ما اتخوف عليكم اتباع الهوى و طول الامل, فاتباع الهوى يصرف قلوبكم عن الحق و طول الامل يصرف هممكم الى الدنيا...(10); بدترين چيزى كه بر شما بيمناكم, پيروى از هواى نفس و طول آرزوست; هواپرستى, دل هايتان را از حق برمى گرداند و آرزوى دراز, همت هاى شما را به دنيا مصروف مى سازد...))

. دنيا زدگى

نگرانى ديگر پيامبر آن بود كه با دست يافتن مردم به مال و ثروت و چشيدن شيرينى دنيا, دل هاى آنان دنيا زده شود و از ارزش ها دست بشويند و در كسب ها و در آمدها مراعات حلال و حرام ننمايند و هدفشان انباشتن ثروت و افزودن مكنت باشد, از هر راه كه باشد. نتيجه اين دنيازدگى, فراموشى خدا و آخرت و در نهايت, سقوط اخلاقى است و دور شدن از ساده زيستى و گرفتارى در دام تجملات.

حضرت رسول(ص) مى فرمايد:

((لكنى اخاف ان يفتح عليكم الدنيا بعدى فينكر بعضكم بعضا و ينكركم اهل السمإ عند ذلك; (11) بر شما از آن بيم دارم كه پس از من دنيا به روى شما گشوده شود (و به دنيا و ثروت برسيد.) آنگاه يكديگر را نشناسيد! آن وقت است كه آسمانيان هم شما را نشناسند.

و در بيانى ديگر چنين مى فرمايد:

((ان اخوف ما اتخوف على امتى من بعدى هذه المكاسب المحرمه و الشهوه الخفيه و الربا; (12) بيش ترين بيمى كه بر امت خودم پس از خويش دارم, اين كسب هاى حرام و در آمدهاى نامشروع و شهوت پنهانى و رباست.))

سرمستى مال و طغيان ثروت, خيلى ها را بر زمين مى زند و بسيارى از مدعيان ايمان, از ((آزمايش پول)) موفق بيرون نمىآيند و پاى اراده شان در لغزشگاه مال دنيا مى لغزد و به عياشى و بى دردى مبتلا مى شوند. اين نگرانى را رسول خدا(ص) در ذيل چند نگرانى ديگر بيان كرده و اين گونه اشاره فرموده است: ((او يظهر فيهم المال حتى يطغوا و يبطروا; (13) بيم آن دارم كه... يا ثروت در ميان آنان آشكار شود, تا آن جا كه به طغيان و سرمستى برسند.))

و در حديث ديگرى تعبير ((او دنيا تقطع رقابكم...))(14) آمده است, ((دنيايى كه گردن هاى شما را قطع مى كند.))

حوادث پس از رحلت پيامبر و مسابقه برخى از امت او در زراندوزى و دنياطلبى و روى آوردن به كاخ و تجملات و عيش و نوش و... شاهدى بر درستى نگرانى رسول خدا از آينده امت خويش است.

. فتنه و گمراهى

به هم آميختن حق و باطل و آشفته ساختن مرزها و معيارها و زير پاگذاشتن اصول و انكار مسلمات دين, موجب مى شود عده اى از هدايت دست بشويند و گمراه شوند. در اين جا نقش آنان كه كار فكرى مى كنند و با افكار و انديشه هاى مردم سروكار دارند, حساس تر است.

دانايان و دانشمندان, همچنين زمامداران و مسئولان نيز درگمراه شدن مردم نقش دارند و اگر بلغزند, جامعه را به اشتباه و لغزش مى اندازند. در اين زمينه ها به چند حديث اشاره مى كنيم:

آن حضرت فرمود:

((انما اخاف على امتى الائمه المضلون...;(15) بر امت خويش, از زمامداران گمراه كننده بيمناكم.))

و فرمود: ((انى اخاف عليكم استخفافا بالدين و بيع الحكم و قطيعه الرحم و ان تتخذوا القرآن مزامير, تقدمون احدكم و ليس بإفضلكم;(16) بر شما از آن بيم دارم كه دين, سبك شمرده شود; حكم و داورى, خريد و فروش شود; پيوندهاى خانوادگى از هم بگسلد; قرآن را وسيله ساز و آواز قرار دهيد و كسانى را جلو بيندازيد كه برترين شما نيستند.))

در حديثى ديگر, نگرانى پيامبر خدا از لغزش عالمان و مجادله منافقان با قرآن و دنياطلبى بيان شده است و اين كه در اين سه مورد, انسان بايد خود را متهم بداند و از اين لغزش گاه ها مصون و در امان نپندارد.(17)

همچنين گمراهى پس از هدايت, فتنه هاى گمراه كننده, شكم و شهوت, از عوامل ديگر نگرانى آن حضرت به شمار آمده است, آن جا كه مى فرمايد:

((ثلاثه اخافهن على امتى من بعدى: الضلاله بعد المعرفه و مضلات الفتن و شهوه البطن و الفرج))(18)

در حديثى سه خصلت ديگر موجب نگرانى حضرت رسول بيان شده است: يكى آن كه قرآن را به غلط تإويل كنند و معانى و تفاسير آن را نادرست و به دلخواه و مطابق سليقه و گرايش خود معنى كنند, ديگر آن كه در پى لغزش عالمان باشند تا از رهگذر مطرح ساختن اشتباهات علما, به فتنه گرى و تشويش اذهان بپردازند, سوم آن كه با فراوان شدن مال و ثروتشان دچار اسراف و اتراف و طغيان و خوشگذرانى شوند. و اينك متن حديث:

((انما الخوف على امتى من بعدى ثلاث خصال: ان يتإولوا القرآن على غير تإويله او يتبعوا زله العالم, او يظهر فيهم المال حتى يطغوا و يبطروا...))(19)

. سلطه و نفوذ منافقان

هميشه بزرگ ترين خطر براى هر نهضت و انقلاب, يا مكتب و آيين, تحركات عناصر نفوذى بيگانه به داخل مجموعه هاى خودى و انقلابى بوده است. نفاق, همزبانى و همراهى ساختگى دروغين كسانى با امت اسلام است كه در دل, هيچ عقيده اى به مبانى و ارزش ها ندارند و با زبان بازى و زرنگى و همرنگى ظاهرى, خود را داخل نيروها جا مى زنند و از پشت ضربه مى زنند.

رسول خدا(ص) در طول دوران حكومت در مدينه, با پديده منافقان دست به گريبان بود, و عميق تر آن كه كسانى در زمره اصحاب و همراهان او بودند كه در دل عقيده اى به دين و رسالت نداشتند, اما با گفتن شهادتين و شركت صورى در نماز و برنامه هاى ديگر, خود را در صفوف مسلمانان جا زده بودند و پس از رسول خدا, براى اعاده جاهليت و شرك, به دست و پا افتادند و فتنه گرىها كردند.

نگرانى رسول خدا از اين دشمنان خوش خط و خال اما زهرآگين بود, نه از مومن يا كافر, كه ايمان يا كفر خويش را به صراحت اظهار مى كردند.

فرموده است: ((ولكنى اخاف عليكم كل منافق حلواللسان...;(20) از منافق شيرين زبانى بر شما بيمناكم كه حرف هايش برايتان آشناست, ولى عمل و رفتارش به گونه اى است كه نمى شناسيد.))

در حديث ديگر, صريح تر بيان فرموده است:

((انى لا اتخوف على امتى مومنا و لا مشركا, فاما المومن فيحجزه ايمانه و اما المشرك فيقمعه كفره, ولكن اتخوف عليكم منافقا عليم اللسان, يقول ما تعرفون و يعمل ما تنكرون;(21) من هرگز بر امتم از سوى مومن و مشرك بيمناك نيستم; مومن را ايمانش باز مى دارد و مشرك را كفرش ريشه كن مى سازد. ليكن نگرانى و بيم من بر شما از سوى منافق دانا زبان است كه مى گويد آنچه را مى شناسيد و عمل مى كند آنچه را نمى شناسيد.))

چنين منافقانى كه مجهز به دانش دين و آشنا به زبان انقلاب اند, در پيكره امت اسلامى نفوذ مى كنند و به نام دين حرف مى زنند و عمل مى كنند و از درون ضربه مى زنند. چنين كسانى پس از پيامبر خدا, بر سرنوشت دين و دنيا و حكومت و خلافت مسلط شدند و اوج آن, استيلاى امويان برخلافت اسلامى بود كه پس از قدرت يافتن, كفر درونى خويش را آشكار ساختند و ضربه هاى جبران ناپذير زدند. معاويه و يزيد را از بارزترين آنان مى توان شمرد.

نگرانى رسول خدا از نقش منافقان, هشدارى براى فرزندان انقلاب و مسلمانان آگاه است كه نامحرم را به حريم نظام اسلامى راه ندهند و فريب چهره هاى انقلابى نما و حرف ها و شعارهاى فريبنده را نخورند كه آنچه مى گويند, تنها در نوك زبان است, نه در ژرفاى دل و عمق باور.

7 . جعل و نسبت هاى دروغ

دروغ بستن به رسول خدا(ص) هم در زمان حيات آن حضرت بود و آزارش مى داد كه كسانى حرف هايى را به دروغ از قول حضرتش نقل مى كردند, هم نسبت به آينده و پس از وفاتش نگران آن بود كه هركس هرچه را مى خواهد به او نسبت دهد و حاكمان براى توجيه مفاسد خويش يا كوبيدن هركس و هرچيزى, به حديثى ساختگى از زبان پيامبر, تمسك جويند.

پيامبر, كسانى را كه به او دروغ بندند, نفرين و لعنت كرده است و وعده دوزخ بر ايشان داده است.(22)

از جمله در خطابه بليغ و تاريخى خويش در ((حجه الوداع)), كه بسيارى از گفتنى ها, توصيه ها, هشدارها و نگرانى ها را بيان نمود, چنين فرموده است:

((قد كثرت على الكذابه و ستكثر, فمن كذب على متعمدا فليتبوإ مقعده من النار;(23) دروغ بستن بر من بسيار شده و در آينده هم افزايش خواهد يافت. پس هركس به عمد, بر من دروغ بندد, جايگاهش را در آتش دوزخ فراهم سازد.))

شگفتا كه اين خطر و اين جنايت, در زمان ما نيز وجود دارد و حضرت امام خمينى(ره) نيز اين نگرانى را نسبت به آينده داشتند, از اين رو در صفحه آخر وصيت نامه سياسى, الهى خويش به صورت تذكر افزودند: ((اكنون كه من حاضرم, بعضى نسبت هاى بى واقعيت به من داده مى شود و ممكن است پس از من در حجم آن افزوده شود. لهذا عرض مى كنم آنچه به من نسبت داده شده يا مى شود, مورد تصديق نيست, مگر آن كه صداى من يا خط من و امضاى من باشد, يا تصديق كارشناسان, يا در سيماى جمهورى اسلامى چيزى گفته باشم.))(24)

جالب است كه رسول خدا(ص) نيز براى تشخيص صحت يا نادرستى آنچه ازقول او در آينده نقل مى شود, معيار ارائه فرموده و آن, ((عرضه بر كتاب خدا)) است تا هرچه كه مخالف قرآن كريم باشد, از اعتبار ساقط شود.

. تكذيب تقدير و تصديق نجوم      

از نگرانى هاى رسول خدا(ص) در زمينه سست شدن ايمان ها و عقيده هاى توحيدى, آن بود كه مردم بتدريج به نقش خدا و تقديرات الهى در حوادث, كم اعتقاد شوند, برعكس به آنچه منجمان و ستاره شناسان مى گويند, دل بندند و تدبير و برنامه ها و تصميم هاى خود را براساس علم نجوم تنظيم كنند. در حديث هاى مكررى اين نكته مطرح شده است, از جمله:

((اخاف على امتى خصلتين: تكذيبا بالقدر و تصديقا بالنجوم))(25)

((ان اخوف ما اخاف على امتى, التصديق بالنجوم و التكذيب بالقدر و ظلم الامه))(26)

در حديث دوم, ((ظلم به امت)) نگرانى و بيم ديگرى است كه افزوده است.

در حديثى هم از سه نكته اظهار نگرانى فرموده است: يكى از ستم و تعدى حاكمان و مسئولان در حق مردم, ديگرى تكذيب تقديرات الهى و سوم باران طلبيدن از ستاره ها و حركت نجوم; يعنى به جاى آن كه خدا را منشإ بركت آسمان و نزول باران بدانند و از او آب و باران بطلبند, اين بركت را از ستاره ها و جهش و سقوط آنها بدانند. اين باور در جاهليت وجود داشت, رسول خدا بيم آن داشت كه روىآوردن به ستاره به جاى خدا بار ديگر زنده شود و عقيده توحيدى خلل پذيرد. اينك متن حديث نبوى:

((اخاف على امتى ثلاثا: استسقإ بالانوإ و حيف السلطان و تكذيبا بالقدر))(27)

اينها برخى از نگرانى هاى حضرت محمد(ص) بود كه نسبت به آينده امتش و در دوره پس از خودش داشت و به تناسب آنها, هشدار مى داد و موعظه مى كرد.

دامنه اين بحث را مى توان گسترده تر از اين قرار داد. آنچه خوانديد, گذرى شتابان از اين وادى بود و در استخراج احاديث, عمدتا به يك منبع (بحارالانوار) استناد شد, و گرنه سخن بسيار است و نگرانى هاى حضرت رسالت نيز, فراوان.

85/03/16 ساعت 12:13| نویسنده : رضایزدی |
سفارش هاي مهم رسول خدا(ص)

 


 

بيست و نهمين حديث از چهل حديث حضرت امام خميني"ره" در باب مفاسد دروغ و خيانت، خوف از پروردگار، تفاوت مردم در حفظ حضور حق، عدد نوافل، سه روز روزه در هر ماه، فضيلت نماز شب و تلاوت قرآن، فضيلت مسواك و چند بحث ديگر مي باشد.

اين حديث با روايتي از امام صادق(ع) به نقل از ابن عمار آغاز مي شود. حضرت فرمود: "در وصيت پيامبر(ص) به علي(ع) اين بود كه فرمود: اي علي! تو را در جان خودت به خوبي هايي سفارش مي كنم، آنها را از سوي من نگاه بدار.

سپس ادامه داد: خدايا! او را ياري فرما! اما اول راست گفتاري است. هيچ گاه از دهان تو دروغي خارج نشود و دومي پرهيزكاري است. هرگز بر خيانت جرأت مكن. سوم: ترس از پروردگار است؛ چنان كه گويي او را مي بيني، چهارم: گريه بسيار از ترس پروردگار است. براي تو به ازاي هر قطره اشك هزار خانه در بهشت بنا مي شود. پنجم اين كه مال و خون خود را در راه دين خود ببخشي. ششم اين كه از روش من در نماز و روزه و صدقه ام، پيروي نمايي. اما نماز پنجاه ركعت است و روزه سه روز در هر ماه: پنج شنبه اول ماه و چهارشنبه وسط ماه و پنج شنبه آخر ماه مي باشد و اما صدقه آن قدر بده كه طاقت داشته باشي و فكر كني كه اسراف كرده اي در حالي كه اسراف نكرده اي و ملازم نماز شب باش و ملازم نماز شب باش و ملازم نماز شب باش! و بر تو باد به نماز ظهر و بر تو باد به نماز ظهر و بر تو باد به نماز ظهر! و بر تو باد كه در هر حال قرآن بخواني! و بر تو باد كه دست هاي خود را هنگام نماز بالا ببري و آنها را برگرداني! و بر تو باد كه هر گاه وضو مي گيري مسواك كني! و بر تو باد كه نيكويي هاي اخلاقي را انجام دهي و از بدهي هاي اخلاقي دوري نمايي! پس اگر اينها را اجرا نكردي كسي جز خود را سرزنش مكن."

از جهات مختلف مشخص مي شود نكاتي كه رسول خدا(ص) به امام علي(ع) فرمود براي حضرت بسيار مهم بوده است. يكي از اين جهات آن كه رسول خدا(ص) آن را به حضرت علي(ع) بيان نمود، با اين كه امام(ع) هرگز در اين امور كوتاهي نداشت و اين به دليل اهميت موضوع مي باشد؛

اين گونه وصايا ميان ائمه عليهم السلام امري مرسوم بوده است.

از ديگر جهاتي كه مي توان به اهميت اين موارد پي برد اين كه رسول خدا(ص) فرمود: وصيت مي كنم تو را و سپس فرمود اينها را از جانب من نگاه بدار و نيز از خداوند طلبيد كه امام علي(ع) را در عمل به اين وصايا ياري رساند. همچنين چند نون تأكيد كه در حديث آمده است همگي اهميت موضوع را مي رساند.

البته به دليل اشتراكاتي كه در تكاليف عموم وجود دارد بايستي تلاش كرد كه به اين وصايا و سفارش ها عمل شود.

از جمله وصاياي مطرح در اين روايت، پرهيز از دروغ گفتن است. اين كه رسول خدا(ص) در ابتدا اين نكته را سفارش كرده اهميت مطلب رامي رساند. دروغ از جمله گناهاني است كه عقلاً و نقلاً نهي شده و اين خود نه تنها گناه است، بلكه گاه مفاسد و گناهان ديگري هم بر آن مترتب مي گردد؛ و گاهي چنان انسان را از اعتبار ساقط مي كند كه امكان جبران وجود ندارد.

 

امام باقر(ع) فرمود: "خداي متعال براي شر، قفل هايي قرارداد و كليدهاي آن قفل ها را شراب مقرر نمود و دروغگويي از شراب بدتر است."

با توجه به اين حديث كه مورد قبول تمام علما – رضوان الله تعالي عليهم – مي باشد، آيا عذري براي ارتكاب دروغ باقي مي ماند؟

البته از آن جا كه ما صورت غيبي اعمال را نمي دانيم، اين گونه روايات را مبالغه آميز مي خوانيم!

در روايت ديگر از امام باقر(ع) آمده است:

"دروغگويي موجب خرابي ايمان است."

چنين رواياتي زنگ خطر جدي است و دل انسان را مي لرزاند، اما اين گناه از بس رواج يافته، زشتي آن از بين رفته است.

همچنين در روايتي از امام رضا(ع) به نقل از رسول خدا(ص) آمده است.

"آيا مؤمن ترسو مي شود؟ حضرت فرمود: آري. سؤال شد آيا مؤمن بخيل مي شود؟

حضرت فرمود: آري. گفته شد: آيا مؤمن دروغگو مي شود؟ حضرت فرمود: نه"

دروغ گفتن حتي به عنوان مزاح و شوخي هم ممنوع شده و علما از جمله صاحب "وسايل" حكم به حرام بودن آن داده اند.

نيز از جمله سفارش هاي امام سجاد(ع) به فرزندان خود اين بوده است كه از دروغ كوچك و بزرگ در سخن هاي خود دوري كنيد چه جدي باشد و چه شوخي، زيرا هر گاه انسان در امري كوچك مرتكب دروغ شد، نسبت به [دروغ در] امر بزرگ هم جرأت پيدا مي كند. آيا نمي دانيد كه رسول خدا(ص) فرمود؛ بنده، راستي را پيشه خود مي كند تا جايي كه خداوند او را صديق قلمداد مي كند و دروغگويي را پيشه خود مي كند تا آن جا كه خداوند او را كذاب مي نويسد؟"

براساس اين روايات از رسول خدا(ص) و ائمه عليهم السلام، بسيار جرأت و شقاوت مي خواهد كه انسان به اين گناه بزرگ دست بزند.

 

"ورع"

"ورع" يكي از منازل سالكين است و عارف معروف – خواجه عبدالله انصاري – ورع را چنين تعريف كرده است: "ورع آن است كه انسان نفس خود را تا آخرين مرحله حفظ نمايد، در عين حال از لغزش هراس داشته باشد، يا اين كه براي بزرگ شمردن حق، بر نفس خود سختگيري نمايد".

ورع براي هر گروه و دسته اي مرتبه اي دارد: ورع عموم مردم دوري از گناهان كبيره است و ورع خواص دوري از شبهه هاست به اين عنوان كه در حرام نيفتند و ورع اهل زهد دوري از مباحات است تا مجبور به تحمل پيامدهاي آن نباشد و ورع اهل سلوك ترك نظر به دنياست تا به مقامات عاليه معنوي برسند و ورع مجذوبين ترك رسيدن به مقامات معنوي است تا به باب الله و شهود جمال الله نايل آيند و ورع اوليا پرهيز از توجه به غايات است. هر كدام از اينها شرحي دارد كه نيازي به ذكر آنها نيست.

دوري از حرام ها پايه تمام كمالات است و هيچ كس به مقامي نمي رسد مگر با دوري از گناهان و اين مقدار براي عموم هم ميسر است و فضيلت آن بسيار مي باشد، چنان كه امام صادق(ع) فرمود:

"تو را به پرهيزكاري و ورع و جديت در عبادت سفارش مي كنم، و بدان كه جديت در عبادت مفيد نيست در صورتي كه در آن ورع نباشد."

نفوسي كه به گناه مبتلا هستند، نقاشي در آنها بي فايده است. تا صفحه اول از كدورت گناه پاك نشود نمي توان در آن نقاشي كرد. پس عبادات كه صورت كماليه نفس است بدون صفا دادن نفس از طريق دوري از گناه ممكن نيست.

همچنين امام باقر(ع) فرمود: "ولايت ما نمي رسد، مگر با عمل و ورع."

نيز امام صادق(ع) فرمود: "شيعه ما نيست كسي كه در شهري كه صدهزار جمعيت باشد، كسي از او با ورع تر باشد."

اين نكته را نيز بايد دانست كه معيار در ورع، دوري از گناهان است؛ پس نبايد مأيوس شد، زيرا هر كس از گناهان و حرمت ها اجتناب نمايد از زمره با ورع ترين افراد به شمار مي رود.

85/02/27 ساعت 13:15| نویسنده : رضایزدی |
درباره وبلاگ
اگردنبال